با دلم مي رقصي؟
نوشت :خانه از غير بپردار كه من در راهم.
كه هزاران كولي
همرهش مي رقصند ...
اگرم هست توان
كه به رقصت آرم
آنگه
آراسته ام !!!
ورنه
اين سرخي لب
نامش آشفتگي است...
با دلم مي رقصي؟
گفتمش : خانه اي نيست مرا
روح سرگردانيستكه هزاران كولي
همرهش مي رقصند ...
اگرم هست توان
كه به رقصت آرم
آنگه
آراسته ام !!!
ورنه
اين سرخي لب
نامش آشفتگي است...
با دلم مي رقصي؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 9:29 توسط سین دخت
|
يه روزي پيدا مي شم ...